|
پسر بد همیشه تنهاست |
|
| تا آخرش رو بخونید ضرر نمی کنید
علاقه و محبت شدیدی که سابق به تو ابراز می کردم دروغ وبی اساس بود ودرحقیقت نفرت وتنفرمن نسبت به تو روزبه روزبیشترمی شود وهرچه بیشتر تورا می شناسم و به وجود تو پی می برم این احساس در قلب من جای میگیرد وبالاخره باید ازهم جدا شویم وبه هیچ وجه حاضرنیستم که روزی شریک زندگی تو باشم،اگرچه عمر دوستی چون گلهای بهاری کوتاه بود ولی درهمین مدت توانستم به طبیعت فرومایه وهوس های زشت تو پی ببرم و بسیاری از اخلاق وصفات تو برایم روشن شد ومطمئن هستم این خشونت وطبع تندخوی ، تورا بدبخت خواهد کرد اگردوستی مایه بگیرد، تمام عمر رادرپشیمانی خواهم سوخت واگرچه افسانه جدایی مانندپاداش جدایی بودوجدا ازهم خوشبخت خواهیم بود،ولی حالا لازم است بگویم که این موضوع را هیچوقت فراموش نکن ومطمئن باش این نامه را سرسری نمی نویسم وچقدرناراحت کننده است اگر بازهم بخواهی درصدد دوستی باهم باشیم بنابراین ازتو می خواهم جواب نامه را ندهی،چون نامه توسراسر محبت است وتصمیم گرفتم برای همیشه تو ویادگاری های تلخ عشقت رافراموش کنم،چون به هیچ وجه نمی توانم خود را راضی کنم که دوستت داشته باشم وشریک زندگـــــــــی تـــــــو باشم. حالااگرمی خواهی به محبت وعشق واقعی من پی ببری نامه را یک خط درمیان بخوان.
+
تاريخ پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 2:14 قبل از ظهر نويسنده محمد
|
سلام به دوستان گل هرچی بگید حقمه
بابت همه چیز معذرت میخوام بگذریم بریم سراغ ماه رمضان و روزه ودعا و........ نماز روزه ی همتون قبول باشه امیدوارم تو این ماه همه ما بتونیم خودمون رو پیداکنیم . البته ما کوچکتراز اونیم که بخوایم شمارو نصیحت کنیم . من یکی تلاشم رو میکنم تا خدارو از خودم راضی کنم وشک ندارم که شما قبلاٌ این کاررو کردید وانشاالله که مورددرگاه حق قرار گرفته باشه .. از همه عزیزان التماس دعا دارم.
+
تاريخ یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 1:50 بعد از ظهر نويسنده محمد
|
بابت اینکه دیر آپ کردم خیلی خیلی معذرت میخوام. آخه یه مشکلاتی برام پیش امد ولی قول میدم جبران کنم 1_هیچ وقت مجبور نیستی به تعداد موهای سرت بری خواستگاری.کافیه فقط یه "بله" کوچولو بگی اونم با هزار منت و ناز و کرشمه.
+
تاريخ سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 8:7 بعد از ظهر نويسنده محمد
|
۵۰مزیت مرد بودن ١- اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست ٢-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید ٣-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه ۴-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید ۵-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است ۶- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه ٧-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید ٨-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید! ٩-لازم نیست از 18 سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما میآد ١٠- فقط شما میتونید برید استادیوم ۱۱- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید ۱۲-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید ۱۳- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید ۱۴- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید ۱۵- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید ۱۶- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره ۱۷- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید ۱۸- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با CG رو تجربه کنید (البته خطر ناکه نکنید این کار رو ۱۹- میتونید با خط ریشتون بیش از 12000 اثر هنری خلق کنید ۲۰- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید ۲۱- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلیه ؟ ۲۲- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا... ۲۳- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون و گل کوچیک بازی میکنی ۲۴- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها و مراکز لاغری شهرتون رو حفظ باشی ۲۵- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشی ۲۶- لازم نیست همیشه جای جورابهای همسرتون رو حفظ باشید ۲۷- فقط شما میتونید سه ساعت تمام برنامه نود رو با دوستاتون تفسیر کنید ۲۸- لازم نیست روزی چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس سریالهای بی سر و ته وطنی رو تماشا کنید ۲۹- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید ۳۰- میتونید حتی تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طی کنید و کسی اونجوری به شما نگاه نکنه ۳۱- میتونید راحت رو صندلی های جلوی اتوبوس بشینید و در عقب دود نخورید(البته این اتوبوس های BRTاین قضیه رو خرابش کرد) ۳۲- میتونید با شلوارک و رکابی راحت تا سر کوچه برید ۳۳- خیالتون راحته که هرگز یک خواهر شوهر (و ایضا جاری) که مدام رو اعصابتون رزم آیش برقرار کنه ندارید ۳۴- لباسهاتون ظرف 48 ساعت دلتون رو نمیزنه ۳۵- در زیر گرمای نابود کننده تابستون خیلی راحت با یه آستین کوتاه میایید بیرون ۳۶- نیازی ندارید هر روز که از خواب پا میشید تا ساعت 6 بعدازظهر رو جلوی آیینه با خودتون ور برید ۳۷- نیازی نیست سه چهارم عمرتون رو توی کلاسهای آشپزی ،خیاطی، گلدوزی، آموزش فال شیرموز و تقویت اعتماد به نفس در 3/0 ثانیه بگذرانید ۳۸- نیازی نیست داخل کیفتون به تعداد رنگهای یک LCD لنز چشم داشته باشید(رنگهای LCD معمولا بالای 16 میلیون میباشد) ۳۹- اگه به انواع فنون حرکات موزون آشنا نبودید هیچ اشکالی نداره ۴۰- فقط شما میفهمید که یک 206 اسپرت خفن چقدر زیباست ۴۱- بدون اینکه کسی بهتون چیزی بگه میتونید ساعتها پلی استیشن بازی کنید ۴۲- با دیدن سوسک و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نمیایند و جلوتون رژه نمیروند ۴۳- فرق CD رو با بشقاب میوه خوری متوجه میشید ۴۴- با یک سرماخوردگی سه ماه در CCU بیمارستان بستری نخواهید شد ۴۵- میتونید یه جوک بامزه تعریف کنید بدون اینکه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخندید ۴۶- روی در هیچ مغازه ای ننوشته اند که از پذیرفتن آقایانی که شئونات اسلامی را رعایت نکنند معذوریم(بس که محجوب هستند آخه) ۴۷- داشتن ریش پروفسوری از ویژگی های بسیار ممتاز است که مخصوص ما آقایان میباشد ۴۸- فقط شما میتونید کت و شلوار بپوشید و کروات بزنید و کلی خوشتیپ بشید ۴۹- بیش از 60 درصد رشته های مهندسی رو شما به خودتون اختصاص دادید(دیگه از این با کلاس تر؟) ۵۰- و در نهایت اینکه میتونید تو خیابون از هر کس که دلتون خواست بپرسید ساعت چنده؟! (این یکی دیگه ته ویژگی بود)
+
تاريخ جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 0:26 قبل از ظهر نويسنده محمد
|
نامه ای به امام مهدی(عج) سلام! سلام ای کلام بی قراری ام .......سلامی از پشت پنجره انتظار......مولا جان! بیاکه دلی پر ازدرد وسینه ای مالامال از هجران تو دارم، میدانم که می آیی،کی نمیدانم؟کاش....زود بیایی وهجرانت را به اتمام رسانی، بیا که چشمان منتظرم همچو یعقوب به جاده سفید شده................ ...ایستگاه انتظار...
کاروانی به سوی ظهور میرود، تاول انتظار پاهای مسافران را میزند، خار هجران گلوهاشان را، گویی نفس را با درد یکی کرده وفریاد بر نمی آید.ریگ ستم در چشم وعطش وصال در دل، حال تو بگو ای مقصد آمال وآرزوها، توراباکدامین واژه و دعااز یگانه معبود هستی طلب کنم که این کاروان عجیب آهسته میراند..........
....ایستگاه انتظار..... او خواهد آمد...................
+
تاريخ دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 10:43 قبل از ظهر نويسنده محمد
|
پسرها نميتوانند
دخترها نميتوانند
+
تاريخ یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 1:21 بعد از ظهر نويسنده محمد
|
اعتراف (راحتی خیال، برای مردن)
طوری غرق دراعتیاد شده بودم که(به قول بچه های خرابه نشین)به ته خطرسیده بودم؛یعنی تزریق! خوب میدونستم که این یکی یعنی رسدن به مرز مردن؛ مگه افراسیاب نبود که یک شب ازبس تزریق کرد مرد؟ یا همین بهرام که بعد مردنش من تونستم کارتن دو جدارش رو برای اینکه شبها راحت بخوابم صاحب بشم؛ موقعی که به جای دوا نمک بهش دادند،اونم زد تو رگ و درجا مرد! خب منم یکی از همین شبها یا ازفرط خماری یا نشـءگی زیاد نفس آخر رو می کشم،پس باخودم گفتم بزار قبل از مردنم برم وازمسعود حلالیت بطلبم. این طوری بود که رفتم کنار شیر آب داخل پارک وسروصورتم روشستم وبه راه افتادم رفتم دم خونه مسعود وزنگ زدم. مسعود در روباز کرد وچون فکر می کرد مثل همیشه اومدم پول ازش بگیرم،یک اسکناس هزار تومانی از جیبش در اورد و.... که دستش رو پس زدم و گفتم:«خیرت قبول آقا مسعود ولی این مرتبه پول پول نمیخوام....اومدم پیشت اعتراف کنم...»مسعود به زور پول وداخل جیبم گذاشت وگفت: «نمی خواد چیزی بگی... خودم همه چیز رو می دونم..» زهر خندی تحویلش دادم وگفتم:«اشتباه می کنی...امکان نداره بدونی... راستش رو بخوای هشت سال پیش وقتی رفتی خواستگاری مهسا وشب بعدش به جرم حمل مواد گرفتنت این من بودم که داخل قالپاق ماشینت مواد رو جاسازی کردم!چرا هیچی نمی گی مسعود؟چرا شاکی نمی شی؟» مسعود لبخند تلخی زد وگفت: «گفتم که می دونم...در همان شش ماهی که در حبس بودم،جاوید هم به جرم فروش مواد مخدر افتاد زندان وشد هم بند من، اونم بهم گفت که تو پنج گرم هروءین ازش خریدی تا داخل ماشینم جاسازی کنی...» رنگم پرید وپرسیدم: «پس چرا از دستم شکایت نکردی؟» مسعود به آرامی گفت:«شکایت کردم...یعنی از خدا خواستم تقاصم رو ازت بگیره...اما باور کن که دوست نداشم این طور تقاص پس بدی.»
«براساس سرگذشت زندگی فردی به اسم سهراب»
+
تاريخ چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 11:28 بعد از ظهر نويسنده محمد
|
سعی کن در زندگی سه چیز را حس نکنی: غرور .................دروغ
فال اگر عاشق شخص خاصی هستید و می خواهید میزان عشق او را دریابید ابتدا دست چپ خود را بر روی قلبتان گذاشته و سپس با بردن نام ان شخص و تمرکز کامل کلیک نمایید
>>> جالبه امتحان کن <<<
+
تاريخ سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 9:14 بعد از ظهر نويسنده محمد
|
توجه توجه ۱.یه پسر خوب امضا گواهی نامه اش خشک نشده به رانندگی خانوم ها گیر نمیده. ۲. یه پسر خوب بعدازتک زنگ سراغ تلفن نمیره. ۳. یه پسر خوب پشت چراغ قرمزبا دیدن یه خانوم ردیف چشماش مثل چراغهای فولکس نمیزنه بیرون. ۴. یه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3متری هیچ خانومی نمیشینه. ۵. یه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشینش بوی ادکلن زنونه نمیده. ۶. یه پسر خوب هیچ وقت پای تلفن ازاین کلمات استفاده نمیکنه:"کی میای" "کجا" "دیرنکنی" ۷. یه پسر خوب وقتی میاد خونه قرمزی رژ درهیچ نقطه ازصورتش مشاهده نمیشه. ۸. یه پسر خوب زمونی که کسی میخواد ازعرض خیابون عبورکنه تعداد دنده رااز1به4 ارتقاء نمیده وقصد جون عابر رونمیکنه. ۹. یه پسر خوب زمانی که تصادف میکنه مثل قبائل زامبی وحشی بازی درنمی یاره. ۱۰. یه پسر خوب هرروز بعد کلاس درس به نمایندگی ازراهداری وشهرداری خیابونهای شهر رو مترنمیکنه. ۱۱. یه پسر خوب به محض دیدن دختر همسایه رنگش لبوی شده وچشمش به آسفالت میدوزه. ۱۲. یه پسر خوب روزی10 بارهوس بردن نذری به دم درخونه همسایه که تصادفاً دختر دم بخت دارند رونمیکنه. ۱۳. یه پسر خوب 5ساعت تو حموم آهنگ جوادیساری نخونده وبرای همسایگان آلودگی صوتی ایجاد نمیکنه. ۱۴. یه پسر خوب اگر درد عشق گرفت درکوی وبرزن عرعر عشق نکرده وآبروی خانوادگی خودش رو نمیبره. ۱۵. یه پسر خوب همواره به اسم خودافتخار کرده وبه هرکس میرسه نمیگه که بجای اصغر به او رامتین وآرش و...بگویند. ۱۶. یه پسر خوب درصورتی که بانامزد خود بیرون رفتن وکسی به خانوم متلک گفت فوراً با پلیس 110 تماس حاصل میکنه وجو نمیگیرش. ۱۷. یه پسر خوب برای احیای حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده واز کلمات رکیک مانند:خر والاغ به کار نمیبره. و در آخر امیدوارم آقا پسرهای گل ناراحت نشن ولی واما باید این عادت ها ترک بشن.
نوشته شده توسط:محمد
+
تاريخ سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 1:58 بعد از ظهر نويسنده محمد
|
راههای نفوذهکرها هکرها وانواع مختلف آنها
هک بنابراین کشف راه های نفوذ به شبکه باید همواره مورد توجه مسئولان شبکه های کامپیوتری قرار بگیرد.یک مسئول شبکه و حتی یک کاربر ساده باید با راه های نفوذ به شبکه آشنا باشد تا با بستن و کنترل این راهها شبکه یا سیستم مورد نظر را از حملات هکرها محفوظ بدارد. در ذهنیت عمومی،هکر یک انسان شرور و خرابکار است، ولی در واقع اینگونه نیست و هکرها در بسیاری از موارد هدفشان پیدا کردن ضعف های شبکه و برطرف کردن آنهاست به همین دلیل در اواخر دهه 80 هکرها را براساس فعالیتهایشان دسته بندی کردند: (white hacker Group)الف :گروه نفوذ گران کلاه سفید
گروه نفوذ گران کلاه سیاه گروه نفوذگران کلاه خاکستری واکرها (whacker) نام دیگر این گروه است. هدف اصلی واکرها استفاده از اطلاعات *** ****************************************************************
هکرهاوانواع آنها "modification " حمله از نوع دستکاری اطلاعات
"Farication"حمله از نوع افزودن اطلاعات "
"Interception"حمله از نوع استراق سمع "Interruption"حمله از نوع وقفه |
|